اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَلا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الأمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

آدرس جدید وبلاگ : meshkat.

مثل آتش
نویسنده : مشکات - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸۸
 

مثل های قرآنی

١-مثل آتش

(اءُوْلََّبِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُاْ الضَّلَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَرَتُهُمْ وَمَا کَانُواْ مُهْتَدِینَ مَثَلُهُمْ کَمَثَلِ الَّذِى اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّآ اءَضَآءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَکَهُمْ فِى ظُلُمَتٍ لا یُبْصِرُونَ صُمُّ بُکْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لاَیَرْجِعُونَ).
منافقان کسانى هستند که هدایت را به گمراهى فروخته اند؛ و این (داد و ستد و) تجارت براى  آنها سودى نداده و خود هدایت نیافته اند. مثل آنان ، مثل کسى است که آتشى افروخته تا در بیابان تاریک راه خود را پیدا کند ولى هنگامى که آتش اطرافش را روشن ساخت ، خداوند طوفانى مى فرستد و آن را خاموش مى کند و آنها را در تاریکى وحشتناکى که چشم کار نمى کند، رها مى سازد. آنها کر و گنگ و کور، بنا بر این (از راه خطا) باز نمى گردند.

همچو آن کز بهر نور افروخت نار

روشنایى برد زان پروردگار

ترک ایشان کرد و در تاریکى اند

زان نمى بینند و دور از نیکى اند

صُمّ و بکم و عمى گشتند این حرون

گفت از این معنى فهم لا یرجعون

 وجه تشبیه

خداوند متعال طى هشت آیه قبل ، ویژگیهاى منافقان را بر شمرده ، آنان را به عنوان آدمهاى دوچهره ، بى ایمان ، خدعه گر، بى شعور، داراى مرض قلبى و روحى ، دروغگو، مفسد، مغرور، خود برتر بین ، سفیه ، نادان ، همکار شیاطین ، استهزا گر، طغیانگر، و بالا خره مشترى و خریدار ضلالت و گمراهى معرفى مى کند، ولى در این آیه آنان را به مسافرى تشبیه کرده که در شب ظلمانى ، در بیابانى گرفتار شده است و آتشى مى افروزد تا در پرتو آن راه را از بیراهه تشخیص دهد و در گودالهاى بیابان سرنگون نگردد. ولى همین که آتش را بر افروخت و اطرافش را روشن ساخت ، ناگهان طوفانى سخت بر مى خیزد و آن آتش را خاموش مى سازد، و او دوباره در تاریکى وحشت انگیز، سرگشته و حیران مى ماند و نمى داند چه کند. بنا بر این ، وجه شباهت در این تشبیه حیرت زدگى و سرگردانى است .
آرى ، کسى که با خدا و مؤ منان ، حیله گرى و نیرنگ بازى کند، ثمره کارش و نتیجه معامله و تجارتش جز تحیّر و سرگردانى نخواهد بود.
منافقان همواره خود را زرنگ و باهوش و فهیم مى دانند و مؤ منان راستین و یکدل را سفیه و نادان مى شمرند و روى همین پندار غلط، راه نفاق و دورویى را پیشه خود مى سازند تا از منافعى که به دو طرف مى رسد، برخوردار شوند! و هر دسته که غالب گردند، آنها را از خود بدانند؛ اگر مؤ منان پیروز شوند، در صف مؤ منان و اگر غلبه با کافران باشد، با آنها باشند و به اصطلاح هم از توبره بخورند، و هم از آخور!
آنان نمى دانند که نفاق و دورویى براى مدّت طولانى نمى تواند مؤ ثّر واقع شود. ممکن است چند صباحى از مصونیّتها و مزایاى اسلام برخوردار شوند و از رفاقت با کفار و شیاطین نیز بهره جویند، ولى این کار کوتاه مدّت است ، همانند آتشى است که در بیابان تاریک در معرض وزش طوفان و گردباد قرار گرفته باشد، لذا دیرى نمى پاید که چهره واقعى نفاق آشکار و منافقان رسوا مى شوند و آنها به جاى کسب موفّقیت و محبوبیّت ، منفور و مطرود جامعه خواهند شد و همچون کسى که در بیابان ظلمانى ، راه گم کرده و چراغ را از دست داده ، سرگردان مى مانند.
منافقان نه تنها با مؤ منان خدعه مى کنند، که با کافران و همکیشان خود نیز نیرنگ روا مى دارند!
اینان افراد سر درگم و بى هدف و فاقد برنامه و مسیر مشخّصند و در حقیقت برده منافع خویش هستند؛ نه به راه مؤ منان اعتقاد دارند و نه به کیش کافران اعتماد!
قرآن مجید در آیه اى دیگر حالت تحیّر و دغدغه و آشفتگى فکرى و تزلزل درونى منافقان را چنین ترسیم مى کند:
(مُّذَبْذَبِینَ بَیْنَ ذَا لِکَ لاََّ إِلَى هََّؤُلاََّءِ وَلاََّ إِلَى هََّؤُلاََّءِ ...) ؛ آنها افراد بى هدف و سرگردانى هستند که نه سوى اینها و نه سوى آنهایند! نه در صف مؤ منانند و نه در صف کافران !.
بعضى از مفسران از جمله (اِسْتَوْقَدَ ناراً) این نکته را استفاده کرده اند که :
منافقان براى رسیدن به نور از نار استفاده مى کنند؛ آتشى که هم دود و سوزش دارد و هم خاکستر، در حالى که مؤ منان از نور خالص و چراغ روشن و پرفروغ ایمان بهره مى گیرند.
منافقان گرچه تظاهر به نور ایمان دارند، امّا باطنشان ، نار است و اگر نورى هم باشد ضعیف و کوتاه مدّت است .
این نور مختصر یا اشاره به فروغ وجدان و فطرت توحیدى است و یا اشاره به ایمان نخستین آنهاست که به تدریج بر اثر تقلیدهاى کور کورانه و تعصّبهاى غلط و لجاجتها و عداوتها، پرده هاى ظلمانى و تاریک بر آن مى افتد نه تنها یک ظلمت بلکه به تعبیر قرآن ظلمات.
بعضى دیگر گفته اند: اگر جمله (اِسْتَوْقَدَ ناراً) (روشن کردن آتش ) را به معناى ظریف ادبى آن که فتنه انگیزى  است ، در نظر بگیریم ، در این صورت باز مى توان گفت که منافق تشبیه شده است به فتنه انگیز و مفسد. بنابراین وجه شباهتشان ایجاد فتنه و فساد است .
جمله (صُمُّ بُکْمٌ عُمْىٌ)، در حقیقت تشبیه دیگرى از طرز تفکر و بینش منافقان است ؛ یعنى دنیاپرستى و زرق و برق مادیّات و دلبستگى آنان به عالم محسوسات ، منافقان را چنان مجذوب کرده که نیروى تفکّر و تعقّل را از آنها ربوده و آنان را نسبت به درک معارف و بیان حقایق الهى کور و کر و لالشان کرده است ، به گونه اى که همه چیز را از دیدگاه مادّیات و به قول مولوی با چشم آخور بین ارزیابى و تجزیه و تحلیل مى کنند:

چشم آخِر بین تواند دید راست

چشم آخُر بین غرور است و خطاست

 

 


 
comment نظرات شما ()
 
 
انواع تلاوت ها در قرآن
نویسنده : مشکات - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸۸
 

قرائت آیات قرآن 4 مرتبه دارد:
1ـ ترتیل 2ـ تحقیق 3ـ تحدیر (حَدْر) 4ـ تدویر


 
ادامه مطلب...
comment نظرات شما ()
 
 
درسی از مفاهیم لحنی (1 و 2)
نویسنده : مشکات - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸
 

در درسهای گذشته در خصوص مقدمات لحنی و ارکان تلاوت به اختصار صحبت کردیم، در ادامه ضمن اشاره به موارد قبل مطالب تکمیلی  را در این خصوص ارایه خواهیم کرد .

 

و قال رسول الله (ص) :

تغنوا بالقرآن و من لم یتغن بالقرآن فلیس منا

کلام الهی و  آوای دلنشین و ملکوتی قرآن کریم درمسابقه ای که قاضی و داورش , قاضی القضات هستی است، لوح زرین را از آن خود نموده و به حکم الهی بر سکوی ( خیرالکلامی ) الی الابد ایستاده است . براستی هنگامی که نام قرآن و این کتاب روح بخش و نسخه شفابخش دردهای روحانی و جسمانی بشر به صحنه می آید, دیوها می گریزند و عطر قرآن فضا را پر می کند و گل واژه های آن, حلقه اتصال ملک به ملکوت اعلی را مزین می سازد و ختم کلام از خیرالانام و پایان صحبت از حضرت ختمی مرتبت که فرمود :

( هنگامی که فتنه ها همچون تیرگی های شب سیاه به شما روی آورند, پس شما هم به قرآن روی آورید .)  


 
ادامه مطلب...
comment نظرات شما ()
 
 
سلام بر تو ای معصومه آسمانی رضا
نویسنده : مشکات - ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۸
 

سلام بر نوگل بوستان ولا، ریحانه روحانی خدا، افضل دختران موسی (هفتمین اختر آسمان ولا) و اخت گرامی رضا. سلام بر سیده جلیله، راضیه مرضیه، تقیه نقیه، فاطمه معصومه بنت موسی.
سلام بر آن عطیه الهی که بعد از رضای رضوانی اش، افضل فرزندان موسی بود. در دامن پر مهر مادری برگزیده، مؤمن و مقید بالید و با قطره قطره شیره جان او، شهد مهنای عشق بر شیرازه جان گرامی پیچید و معصومه آسمان، شفیعه رضوان، عالمه محافل عرفان و یگانه دوران شد.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات شما ()
 
 
به بهانه ولادت امام حسن عسگری(ع)
نویسنده : مشکات - ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ فروردین ۱۳۸۸
 

در سال 232 هـ - ق چشم به جهان گشود، پدرش امام هادی(ع)دهمین پیشوای معصوم و مادرش بانوی بزرگوار - حدیثه - است که در بعضی نقل ها به نام - سوسن - نیز نوشته اند. در 22 سالگی به سوگ شهادت پدر نشست و مدت شش سال امامت کرد و در 28 سالگی به سال 260 هـ - ق به شهادت رسید و در سامرا کنار قبر پدر بزرگوارش مدفون گردید.

  در دوران کوتاه حیات خویش سه خلیفه عباسی، المعتز، المهتدی و المعتمد بالله را درک کرد، با وجود اینکه بستر سیاسی رشد عباسیان هواداری از علویان و سودجویی از عواطف و احساسات ارادتمندان اهل بیت پیامبر(ص) بود و لیکن در ادامه راه و توسعه توان سیاسی و اقتدار حکومتی سرانجام راه پیشینیان خود را رفتند و کارنامه سیاهی را از خود به یادگار گذاشتند!


 
ادامه مطلب...
comment نظرات شما ()
 
 
اشعار قرآنی (4)
نویسنده : مشکات - ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۸
 

سوره نساء آیه ١ و ٢

ای مردم بترسید از پروردگار خود آن خدایی که همه شما را از یک تن بیافرید و هم از آن جفت او را خلق کرد و از آن دو تن خلقی بسیار از مرد و زن در اطراف عالم بر انگیخت و بترسید از آن خدایی که به نام او از یکدیگر مسئلت و درخواست می کنید. خدا را در نظر آرید و درباره ارحام کوتاهی مکنید که همانا خدا مراقب اعمال شماست و یتیمان بعد از بلوغ اموالشان را بدهید و مال بد و نامرغوب خود را به خوب و مرغوب آن ها تبدیل مکنید و اموال آن را به ضمیمه مال خود مخورید که این گناهی بزرگ است.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات شما ()