اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَلا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الأمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

آدرس جدید وبلاگ : meshkat.

ارکان تلاوت قرآن ( قسمت 2 )
نویسنده : مشکات - ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧
 

صوت :

پیش گفتار: یکی از ارکان قرائت ، صوت است و همانطورکه دیدیم اولین رکن هم می باشد ، در باب اهمیت صوت توضیحات زیر گفتنی و در خور توجه می باشد:

صوت!  صوت نماینده ونماد قرائت قرآن مجید می باشد. احادیثی مانند "حسنوا القرآن باصواتکم" یا "زینواالقرآن باصواتکم" یا " لکل شیء حلیة و حلیة القرآن الصوت الحسن" صوت را محور و مایه اصلی و نقطه عطف قرار داده است ، هر چند که صوت ، در صورتی می تواند زیبا واثر گذار و گیرا و جذاب باشد که براساس سرمشقها، صورتها، قالبها، پیکره های لحنی و با نظم وانضباطی خاص و تحت برنامه و متوازن و موزون و مبتنی برتلفظ زیبا و صحیح حروف و صداها و آواها و رعایت اصول و ضوابط وقف و ابتداء ، تحول و تشکل یافته و ظهور و بروز می نماید.


 یک نقاش زبردست ، اگر فاقد بوم نقاشی و قلم و رنگ وابزار نقاشی باشد و یا یک خطاط چیره دست اگر قلم و مرکب و کاغذی نداشته باشد و یک خیاط ماهر اگر پارچه و نخ و سوزنی نداشته باشد و یک معمار ، اگر زمین و مصالحی در اختیار نداشته باشد و یک کارگردان سینما اگر دوربین فیلمبرداری  و ابزار و عوامل لازم را در دست نداشته باشد و اگر یک کاربر متخصص رایانه ، رایانه ای نداشته باشد و به طور کلی اگر ابزار لازم برای اجراء و پیاده شدن طرحها و صورتها و تخیلات و مقاصد و اهداف و برنامه ها در اختیار اهالی آنها نباشد ، در آن صورت آن نقاش ، خطاط ، خیاط ، معمار ، کارگردان و متخصص رایانه با دیگران چقدر تفاوت خواهند داشت ؟

 جراحی که دست ندارد ، خطیبی که حنجره و یا قدرت بیان ندارد ، پادشاهی که ملک ندارد ، سربازی که سلاح ندارد ، سوارکاری که اسب ندارد ، سقائی که مشک ندارد ، عکاسی که دوربین عکاسی ندارد ، دونده ای که پا ندارد ، کشاورزی که زمین و بذر ندارد ، و دهها مثال دیگر همه و همه نمونه هایی هستند که ضرورت داشتن ابزار اولیه و لازم برای انجام یک کار و یا یک خدمت را اثبات و تایید می کنند، و لذا صوت هم ابزار و دستمایه خواندن است  و هرخواندنی اعم از اینکه قرآن ، مدیحه ، نوحه ، سرود ، اذان ، دعا و....باشد، وابسته به صوت است و بدون برخورداری از صوت ، امکان خواندن وجود ندارد.

بدون صوت ، لحن و وقف و ابتداء و تجوید واجراء قواعد آنها هیچ مفهومی ندارد و تمام مفاهیم  و معالم و اطلاعات و مهارتها در سه رکن مذکور به  وسیله صوت کاربردی و عملیاتی می شوند.

صوت ظرف است و سایر ارکان قرائت ، مظروف  و مواد ارکان قرائت قرآن مجید در صوت و به وسیله و واسطه آن شکل و قالب و هیئت پذیر می شوند ، کما اینکه فلزات سیال و میعانات صنعتی را در قالبهای مخصوصی می ریزند ، تا به اشکال و طرحهای دلخواه ومورد نظر متحول شده وشکل بیابند.

صوت مرکب است ، بدیهی است که  هدایت و رهبری و نحوه استفاده از آن در اختیار راکب می باشد و راهوار بودن و سرکشی آن نیز اکثرا" به راکب مربوط می شود.

صوت ، وسیله مبادله است ، همانطور که پول واسطه معامله است .

صوت ، برده است  و باید از مولا و آقای خود اطاعت کند.

انواع صداها :

1- صداهایی که در مسیر رفت نفس یعنی در مسیر ( دم ) ایجاد می شوند که به این صداها ( دمی ) گفته میشود.

2- صداهایی که در مسیر برگشت نفس یعنی در مسیر( باز دم ) به وجود می آیند که به آنها(باز دمی) گفته می شود.

3- صداهای مطبوع و لحنی و خوش .

4-  صداهای غیر لحنی و غیر مطبوع و نا خوش.

5- صداها ممکن است طبیعی یا مصنوعی و ساختگی باشند .

6- صداها ممکن است حرام یا حلال باشند  .

7- صدا دارای ابعاد ثلاثه طول و عرض و ارتفاع  یعنی دارای حجم می باشند .

8- بعضی از صداها قوی و بعضی از آنها ضعیف و بعضا" متوسط می باشند . 

9- صداها به سه صورت بم ( کلفت ) و زیر ( نازک و لطیف ) و متوسط وجود دارند .

10- صداها بسته به افراد مختلف از سقف و کف یعنی از حداقل و حداکثر ذاتی برخوردارند .

11- صداها سرد یا گرم هستند .

12- صداها سالم یا غیر سالم هستند .

13- صداها مجهوره یا مهموسه هستند .

14- صداها یا عادی هستند یا غیر عادی .

15- صداها یا مسموع هستند یا غیر مسموع .

16- صداها یا از انسان نشأت می گیرند یا از منشأ غیر انسانی هستند .

17- صداها یا زنده هستند و یا نگهداری شده و مضبوط .

18- صداها یا از حنجره و تارهای صوتی انسان نشات می گیرد و یا مانند سوت  و صفیر و کف زدن و.... از عملکرد سایر اعضاء تولید می شوند .

19- صداهایی که از حنجره و حلقوم پدیدار می شوند یا در راستای هدف خواندن هستند و یا خارج از مسیر قرائت مثل خرخره و غرغره و سکسکه و ....

صداها انواع دیگری هم دارند که همه آنها و موارد فوق متناسب با جایگاه خود در مجموعه اطلاعات و آگاهیها و آموزه ها و مهارتهای صوتی ، تشریح خواهد شد . 

تعریف صوت :

  قبل از تعریف صوت بهتر است با واژه هایی  که گاهی در معنای  صوت و گاهی هم به بعدی و یا حالتی از آن دلالت دارد اشاره کنیم ، البته این واژه ها بیشتر از آن چیزی است که ذیلا" ملاحظه می شوند  :

1. صائح : صیحه زننده و صائحه مؤنث آن است ، به معنی فریاد و زاری  بر مرده ، آواز گریه و ماتم .     

2. صفیر : سوت، صوت ممتد که خالی از حروف هجاء باشد و از میان دو لب یا از آلات دیگر بر آید .

3. صیاح : کلمه عربی است ، یعنی بانگ کردن ، فریاد زدن ، بانگ ، آواز ، آواز بلند .

4. صیحه : بانگ کردن ، فریاد کردن ، آواز بلند ، نعره ، فریاد ، عذاب .

5. صراخ : فریاد ، آواز سخت ، خروش .

6. ضج و ضجاج : فریاد کردن ، نالیدن ، فریاد کردن از ترس و بیم .

7. شهیق : صدای گریه را در گلو یا سینه خود گرداندن ، فرو بردن نفس .

8. زفیر : دم بر آوردن ، باز دم ، خارج شدن ، خارج کردن نفس از سینه .

9. سماع : یک کلمه عربی است ، یعنی شنیدن ، شنودن ، شنوایی ، آواز خوش ، غناء ، سرود ، در اصطلاح صوفیه : آواز خوانی و پایکوبی و دست افشانی و وجد و سرور و شرکت دسته جمعی در ترانه خوانی و پایکوبی .

10.  آه - آوه - آواه : کلمه افسوس .

11.  آوخ : آه ، وای ، دریغ ، دریغا ، آوه .

12.  آواز : آوازه ، آوا ، بانگ ، صوت ، نغمه ، آهنگ .

13.  آوازه : بانگ ، صوت ، نغمه ، صیت ، شهرت .

14.  آوا : مخفف آواز ، بانگ ، صوت ، آهنگ .

15.  بانگ : آواز ، فریاد .

16.  بانگ زدن : فریاد زدن ، آواز بر آوردن ، خواندن یا راندن کسی از روی خشم و غضب .

17.  بانگ نماز : اذان .

18.  داد کردن : داد کشیدن ، داد زدن ، فریاد کردن ، بانگ بلند بر آوردن .

19.  داد : فریاد و فغان و بانگ بلند .

20.  سرود : نغمه ، آواز ، آواز طرب انگیز یا هیجان انگیز که چند تن با هم به یک آهنگ بخوانند .

21.  نوحه : گریه و زاری و شیون بر مرده ، مویه ، اشعار غم انگیز .

22.  نوا : ( کلمه فارسی است ) آواز ، آهنگ ، نغمه و...

23.  نداء : آواز کردن ، بانگ .

24.  ندب ( ندبة ) : زاری و شیون و گریه یر مرده و ذکر خوبیها و صفات نیکوی او .

25.  ناله : آواز سوزناک  ، صدایی که از درد یا از سوز دل بر آید .

26.  نجوی : راز گفتن و آهسته حرف زدن دو تن با هم .

27.  نطوق : سخنرانی ، گفتار .

28.  نعت : ستایش ، وصف کردن کسی یا چیزی را به نیکی .

29.  نعیق : بانگ کردن کلاغ یا بانگ زدن شبان به گوسفندان .

30.  نعره : ( عربی است ) یکبار فریاد زدن ، فریاد ، بانگ بلند .

31.  زمزمه : ترنم کردن ، آواز خواندن ، دعا خواندن آهسته ، سخن گفتن زیر لب و نیزصدای رعد، بانگ شیر.

32.  ترنم : آواز خواندن ، زمزمه کردن به آوازخوش .( به نقل از فرهنگ عمید)

تعریف صدا :

حال که مفهوم بعضی از اصطلاحات مرتبط با موضوع صوت و صدا و انواع و اقسام آنها روشن گردید به متداول ترین کلمات یعنی کلمه صوت و کلمه صدا می پردازیم :

تعریف صدا :

1- صدا اسمی است عربی به معنی آواز ، بانگ ، آوازی که در کوه یا جای دیگر پیچیده و دوباره به گوش برسد ، آوازی که از انعکاس صوت به وجود آید .

توضیحات :

جمع صدا ، اصداء می باشد در فارسی بیشتر به معنی بانگ و آواز می گویند و به صدای انسان ، صدای حیوان ، صدای ساز یا چیز دیگر اطلاق می گردد .

2- این کلمه در فارسی " صدا " نوشته شده و به صورت مکسور تلفظ می گردد ، اما در اصل " صدی " بوده و حرف " ص " مفتوح می باشد .

3- در نقطه مقابل مفهوم صدا ، کلمه صامت قرار دارد . صامت ، اسم صفت و کلمه ای عربی است و به معنی ساکت ، خاموش و به طور کلی در مقابل کلمه ناطق قرار دارد و اموال انسان را صامت و ناطق نیز نامیده اند  و اموال صامت مثل سیم و زر و .... و اموال ناطق مانند شتر و گاو و گوسفند و .....است  ، چنانکه گویند صامت و ناطق ندارد یعنی چیزی از مال دنیا ندارد و صمم ( با فتح صاد و میم ) مصدری عربی است به معنی کر شدن ، کری و گرانی گوش و صموت ( به فتح یا ضم صاد و ضم میم ) نیز مصدر عربی و بمعنی خاموش و ساکت می باشد ( فرهنگ عمید ) .

4- به نظر می رسد که صدا از ریشه صد ( مصدر عربی - به فتح صاد ) بمعنی بر گرداندن باشد و این موضوع با آنچه که در اولین تعریف صدا به معنای پیچیدن دوباره و انعکاس آن ذکر شد کاملا" سازگار است هر چند که برای صد معانی دیگری مانند منع کردن و باز داشتن هم ذکر گردیده که آنها هم با تعریف مذکور مرتبط هستند . اصولا" صدا اگر به لاله های گوش ما برخورد نکند ، یعنی لاله های گوش چون سدی ( منع کردن و باز داشتن ) صدا را نگرفته و نگه نداشته و سپس امواج آن در میان دیواره های گوش نچرخد ونپیچد و منعکس نشود ، شنیده نخواهد شد.


 
comment نظرات شما ()