اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَلا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الأمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

آدرس جدید وبلاگ : meshkat.

آیات الاحکام (2)
نویسنده : مشکات - ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٧
 

در قسمت اول آیات الاحکام به آیاتی در مورد ایفای به عقد واجاره پرداختیم. درقسمت دوم به آیاتی در مورد وصیت (در مبحث عقود وقراردادها) و احکام آن می پردازیم.

 


«درباره وصیت»

وصیت در لغت یا از وصی به معنای وصل است؛ چون وصیت کننده (موصی) تصرفات بعد از موت خود را به قبل از ممات، متصل می سازد(کنزالعرفان) یا از ایصاء به معنی عهد وپیمان است؛ زیرا وصیت کننده متعهد می شود که بعداز درگذشت وی قسمتی از مالش را به موصی له دهند(حاشیه تفسیر شاهی). وصیت در شرع عبارت ازتملیک عین یا منفعت چیزی بعد از وفات است.

  • (کتب علیکم اذا حضر احدکم الموت ان ترک خیراً الوصیّة للوالدین والاقربین بالمعروف حقاً علی المتّقین. فمن بدّله بعد ما سمعه فانّما اثمه علی الذین یبدّلونه انّ الله سمیع علیم. فمن خاف من موص جنفاً او اثماً فأصلح بینهم فلا اثم علیه انّ الله غفورٌ رحیم) [بقره/180-182]

لغت: کتب...الوصیة یعنی فرض و واجب است بر شما وصیت کردن (کنز العرفان).

راغب می فرماید: بعضی گفته اند که معمولاً در جایی نسبت به مال، خیر می گویند که زیاد باشد ونیز به نقل از بعضی علما خداوند مال را به خیر تعبیر نموده تا تنبیهی باشد بر آنکه مالی سزاوار وصیت است که از طریق مشروع و محمود جمع آوری شده باشد. جنفاً ای میلاً ظاهراً. اصل جنف میل به انحراف در حکم و داوری است(مفردات راغب).

جنفاً ای میلاً وعدولاً عن الحق(غریب القرآن سجستانی).

جنف یعنی میل، افراط وتفریط (کنز العرفان).

اثم یعنی گناه و دراینجا وصیت به اموری است که جایز نیست؛ چون وصیت به محرّمات(کنز العرفان).

فاصلح بینهم ای بین الوارث و الموصی له(کنزالعرفان).

ترجمه: دستور داده شد که چون یکی از شما را مرگ فرا رسد اگر دارای متاع دنیاست برای پدر و مادر وخویشاوندان به قدر متعارف وصیت کند این کار حقی است بر پرهیزگاران. پس هرگاه کسی پس از شنیدن وصیت آن را تغییر دهد و بر خلاف حقیقت رفتار کند، گناه این کار بر آنهاست که عمل به خلاف وصیت کنند(نه بر موصی) وخداوند بر هر چیز شنوا و داناست وهر کس چنین پندارد که از وصیت موصی به وارث او جفا وستمی رفته و به اصلاح آن پردازد بر او گناهی نیست (بلکه ثواب کرده اگرچه به اشتباه وخطا رفته باشد چه آنکه نیک اندیشی وعدالت منظور داشته). زیرا خداوند آمرزنده گناهان خلق است ودر حق همه مهربان است.

تفسیر: فاضل مقداد می فرماید: بعضی گفته اند این آیه که مشعر بر وجوب وصیت است به آیات ارث ونیز به روایت نبوی (ان الله تعالی اعطی کل ذی حق حقه. اَلا لا وصیته لوارث) نسخ شده است؛ آنگاه خود پاسخ می دهد که اصل آن است که این حکم به این آیه نسخ نشده باشد؛ زیرا نسخ در وردی است که مفاد حکم منسوخ با ناسخ منافات داشته باشد، ولی بین وصیت و ارث منافاتی نیست؛ زیرا مفاد وصیت آن است که به بعضی افراد، به عنوان صله رحم زیادتر بدهند (یا به آنان که از ارث به واسطه حجب  ومانند آن محرومند سهمی بپردازند). آنگاه در صحت حدیث نیز خدشه فرموده و در آخر اضافه می کند که مشروعیت وصیت اجمالی است، بنابراین در صورت صحت حدیث، باید مضمون آنرا نسبت به مازاد بر ثلث حمل کرد.

«بالمعروف»: فاضل مقداد میفرماید: بعضی معروف را به معلوم تفسیر کرده اند؛ بنابراین وصیت به مجهول صحیح نیست و در جواب فرموده: نزد ما وصیت به چیزی یا جزئی از چیزی (مانند یک سوم از دارایی) صحیح است. بنابراین وصیت به معروف یکی از معانی ذیل را محتمل است:

  • 1) بیش از ثلث نباشد؛ 2) وصیت برای فقرا باشد یا اگر نسبت به اغنیا وصیت نموده، سهم غنی بیش از مقداریکه به فقیر تعلق گرفته نباشد؛ 3) وصیت به نحوی باشد که وراث اگر فقیرند به واسطه وصیت وتقلیل در سهم الارثشان ضرری متوجه آنان نشود؛ 4) وصیت به کمتر ازثلث (که حق دارد) نماید.

«فمن بدّله بعد ما سمعه فانّما اثمه علی الذین یبدّلونه»: ازاین جمله مستفاد می شود که اگرچه وصیت از عقود جایز است، پس از درگذشت موصی، عمل به وصیت واجب می شود.

«علی المتقین»: ازاینکه خداوند وصیت را حقی بر متقین شمرده (نه بر مطلق مؤمنین) استفاده می شود که وصیت کردن واجب نیست؛ لذا کلمه «کتب» به معنی مطلق رجحان است (تفسیر شاهی). «ان الله سمیع علیم»: تهدید ووعید کسانی است که تبدیل وصیت کنند.

...من بعد وصیّة یوصی بها اودین...[نساء/12]

ترجمه: (ارث) بعد از خارج کردن وصیت ودین میت است؛ (یعنی وارثان مذکور در صدر آیه بعد از پرداختن دیون میت و آنچه وصیت نموده مستحق میراث خود وی شوند).

وجه استدلال: آیه بر مشروعیت وصیت ونیز بر وجوب تقدیم وصیت ودین بر میراث دلالت دارد (تفسیر شاهی).

ادامه دارد...


 
comment نظرات شما ()