اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَلا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الأمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

آدرس جدید وبلاگ : meshkat.

آیات الاحکام (3)
نویسنده : مشکات - ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٧
 

«بخش دوم از مبحث وصیت»

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَیْنِکُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَیْرِکُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِی الأرْضِ فَأَصَابَتْکُمْ مُصِیبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمَا مِنْ بَعْدِ الصَّلاةِ فَیُقْسِمَانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لا نَشْتَرِی بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ کَانَ ذَا قُرْبَى وَلا نَکْتُمُ شَهَادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذًا لَمِنَ الآثِمِینَ (١٠۶)فَإِنْ عُثِرَ عَلَى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْمًا فَآخَرَانِ یَقُومَانِ مَقَامَهُمَا مِنَ الَّذِینَ اسْتَحَقَّ عَلَیْهِمُ الأوْلَیَانِ فَیُقْسِمَانِ بِاللَّهِ لَشَهَادَتُنَا أَحَقُّ مِنْ شَهَادَتِهِمَا وَمَا اعْتَدَیْنَا إِنَّا إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِینَ (١٠٧)ذَلِکَ أَدْنَى أَنْ یَأْتُوا بِالشَّهَادَةِ عَلَى وَجْهِهَا أَوْ یَخَافُوا أَنْ تُرَدَّ أَیْمَانٌ بَعْدَ أَیْمَانِهِمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاسْمَعُوا وَاللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ (١٠٨)


لغت: (شهادة بینکم ای علیکم شهادة بینکم )یعنی شهادت بر شما لازم است. اثنان ای یشهد اثنان. ذوا عدل یعنی ذو عدل. ذوا تثنیه: ذو به معنی صاحب است یعنی دو نفر عادل. منکم او آخران من غیرکم یعنی از شما مسلمان ها باشند یا دو نفر دیگر از غیر شما یعنی از سایر مذاهب.بعضی گفته اند مراد از منکم خویشاوندان و مراد از غیرکم بیگانگان است. ضربتم فی الارض: کنایه از رفتن به سفر است. تحبسونهما ای تقفونهما. ان ارتبتم (از ماده ریب به معنای توهم وگمان) یعنی اگر به آنها گمان دروغ دارید.آثمین جمع آثم به معنی گناهکار از ماده اثم به معنی بزه وگناه. عثر: برخورد شود و اطلاع حاصل گردد. استحق علیهم: الورثة(کنز العرفان). بشهادتنا: مراد از شهادت در اینجا سوگند است. ایمان: جمع یمین به معنی قسم.

ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسد، در موقع وصیت باید باید از میان شما، دو نفر عادل را به شهادت بطلبد یا اگر مسافرت کردید ومصیبت مرگ شما فرا رسید، دو نفر از غیر خودتان را به گواهی بطلبید واگر به هنگام ادای شهادت  درصدق آنها شک کردید آنها را بعد از نماز نگاه دارید تا سوگند یاد کنند که ما حاضر نیستیم حق را به چیزی بفروشیم هر چند در مورد خویشاوندان ما باشد. و شهادت الهی را کتمان نمی کنیم که از گناهکاران خواهیم بود. واگر اطلاعی حاصل شود که آن دو مرتکب گناهی شده اند ( وحق را کتمان کردند ) دو نفر از کسانی که نسبت به میت اولی هستند به جای آنها قرار می گیرند و به خدا سوگند یاد میکنند که گواهی ما از گواهی آن دو به حق نزدیک تر است وما تجاوزی نکرده ایم که اگر چنین کرده باشیم از ظالمان خواهیم بود. این کار نزدیکتر است به این که گواهی به حق دهند (و از خدا بترسند) ویا (از مردم) بترسند که (دروغشان فاش گردد؛ و) سوگند هایی جای سوگند های آنها را بگیرد. از(مخالفت) خدا بپرهیزید و گوش فرا دهید و خداوند جمعیت فاسقان را هدایت نمی کند.

تفسیر

در سبب نزول آیه چنین گفته اند که تمیم بن اوس وعدی بن بداء که نصرانی بودند به قصد تجارت از مدینه به جانب شام بیرون شدند. بدیل بن ابی ماریه که مسلمان بود واز مهاجران، با آنان همسفر شد. چون به شام رسیدند بدیل بیمار شد وچون از حیات خود مأیوس گشت صورت اموال خویش را نوشت  ودر میان امتعه خود نهاد و به همسفران خود این موضوع را اطلاع نداد و به آنان وصیت کرد که بعد از درگذشت وی اموالش را به وارثان رد کنند. آن دو از اموال وی ظرف نقره طلا کاری شده ای را که سیصد مثقال وزن داشت برای خود برداشتند و بقیه اموال را به بازماندگانش رد کردند. چون ورثه بر صورت اموال وی دست یافتند ظرف نقره را از ایشان مطالبه کردند و آنان منکر شدند. ورثه ماجرا را به پیغمبر گفتند. آیه نخستین نازل شد و آن حضرت ایشان را پس از نماز عصر سوگند داد وچون قسم یاد کردند رها ساخت. ورثه چون ظرف را در دست آنان دیدند دوباره شکایت نزد پیغمبر بردند. آن دو مدعی شدند که ما ظرف را از بدیل خریده بودیم وچون گواه نداشتیم، آن را منکر شدیم. آیه « فان عثر علی انهما استحقا اثما» (اگر از گواهان اول خیانتی ظاهر شود، دو کس دیگر از ورثه سوگند خورند که ما احق از ایشانیم) نازل شد؛ لذا وارثان سوگند یاد کردند و پیغمبر ظرف را به آنان داد(کنز العرفان؛ تفسیر شاهی).

احکام

  • 1) استحباب گرفتن دو شاهد عادل بر وصیت کسی که در حال احتضار است و می خواهد وصیت کند.
  • 2) اگر دو شاهد عادل باشند، فرقی بین مسلمان وکافر ذمی نیست؛ گر چه فقها شهادت کافر کتابی را هنگام فقدان شاهد مسلمان مقبول دانسته اند.

تبصره: بعضی حکم آیه را نسبت به قبول شهادت ذمی، منسوخ دانسته اند؛ ولی دلیل بر نسخ نیست واصل عدم نسخ است (کنزالعفان؛ تفسیر شاهی).

   3)اگر مراد از منکم را خویشاوندان بگیریم، آیه دلیل بر آن است که شهادت خویشاوندان و اقارب به نفع اقارب شرعاً پذیرفته است.

   4)پذیرش شهادت اختصاص به سفر ندارد وجمله «ان انتم ضربتم فی الرض» در مقام بیان مورد محل ابتلاست واستدلال بعضی به جمله مزبور وبه روایتی که مفهم اشتراط است رد شده (کنزالعرفان)؛ گرچه چون روایت معارض ندارد علی القاعده باید بپذیریم.

   5) آیه دلیل است بر آنکه در صورت سوء ظن به شاهدان باید ورثه که در آیه از آنان به «الذین استحق علیهم» تعبیر شده، قسم یاد کنند؛ زیرا با ظهور خیانت شاهدان قول شاهد سندیت ندارد و چون ورثه مدعی مالند و بر ادعای خود بیّنه ندارند باید سوگند یاد نمایند.

  6) شهادت اهل ذمه (همان طور که مورد آیه است) فقط در وصیت مالی پذیرفته است. نه تعیین ولیّ برای صغیر وغیره؛ ولی جمعی شهادت آنان را به طور مطلق پذیرفته اند.

  7) آیه دلیل است بر آنکه در سوگند دادن شدت عمل جایز است؛ زیرا در آیه زمان سوگند آنان را بعد از نماز معین فرموده است.


 
comment نظرات شما ()