اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَلا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الأمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

آدرس جدید وبلاگ : meshkat.

درسی از مفاهیم لحنی (1 و 2)
نویسنده : مشکات - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸
 

در درسهای گذشته در خصوص مقدمات لحنی و ارکان تلاوت به اختصار صحبت کردیم، در ادامه ضمن اشاره به موارد قبل مطالب تکمیلی  را در این خصوص ارایه خواهیم کرد .

 

و قال رسول الله (ص) :

تغنوا بالقرآن و من لم یتغن بالقرآن فلیس منا

کلام الهی و  آوای دلنشین و ملکوتی قرآن کریم درمسابقه ای که قاضی و داورش , قاضی القضات هستی است، لوح زرین را از آن خود نموده و به حکم الهی بر سکوی ( خیرالکلامی ) الی الابد ایستاده است . براستی هنگامی که نام قرآن و این کتاب روح بخش و نسخه شفابخش دردهای روحانی و جسمانی بشر به صحنه می آید, دیوها می گریزند و عطر قرآن فضا را پر می کند و گل واژه های آن, حلقه اتصال ملک به ملکوت اعلی را مزین می سازد و ختم کلام از خیرالانام و پایان صحبت از حضرت ختمی مرتبت که فرمود :

( هنگامی که فتنه ها همچون تیرگی های شب سیاه به شما روی آورند, پس شما هم به قرآن روی آورید .)  


قرآن کریم که کنایات و مثالهایش و روایات و داستانهایش و نواهی و دستوراتش و محکمات و متشابهاتش و خلاصه تک تک جملات و کلماتش در قالبی زیبا و با بیانی شیوا و لطافتی همچون دیبا و صنعتی بی همتا نازل گردیده,  قطعا" شایسته آنست که با حالی حزین و نغماتی دلنشین تلاوت گردد و تواتر احادیث وارده در این خصوص از جمله :

 ( تغنوا بالقرآن و من لم یتغن بالقرآن فلیس منا )  

 (  زینوا القرآن باصواتکم ) 

 ( لکل شی حلیه و حلیه القرآن الصوت الحسن )

شکی باقی نمی گذارد که پیرایش تلاوت و آرایش قرائت این کتاب آسمانی مرضی خداوند سبحان و پیامبر اسلام و اهل بیت علیهم السلام و موافق طبیعت و فطرت پاک انسانها می باشد, اما برای  آنکه زیبایی نغمات و هنرها و آرایشهای تلاوت ,آنچنان اصالت پیدا نکند که اصل و هدف فراموش شود و بعضا" به تنافی و تناقض با اساس دین و فلسفه احکام و شریعت نیانجامد, آن را به ملازمت و مقارنت و معاونت و مشارکت با اصول دیگری منوط و واجب نموده که در احادیث شریفه و احکام فقهیه متواترا" و متوالیا" آنها را می خوانیم و ملاحظه می نماییم که به اهم آنها تحت عنوان کلیت لحنی می پردازیم .

لام لحن, لفظ است و حایش حال لین، نون آن نغم است و آهنگ حزین

 کلیات لحنی :

1- لفظ : (لام لحن)

از دیرباز, ارکان تلاوت قرآن کریم یعنی, صوت ,لحن ,وقف, ابتدا و تجوید( از وصل حروف اول 5 کلمه فوق,کلمه (صلوات) حاصل می شود که بیانگر ارتباط عمیق قرآن و اهل بیت (ع ) می باشد) از یکسو و ترجمه و تفسیر و تاویل و تفهیم و... از سوی دیگر,  مورد توجه بزرگان  و علماء و دانشمندان و قاریان قرار گرفته و به عنوان میثاقی انکار ناپذیر نصب العین همگان قرار گرفته , در حالی که این اصول  برای ما و هنرها و مظاهر اسلامی دیگر از جمله اذان, ادعیه و نیایش و ابتهالات و مدایح و موشحات آنچنان که در تلاوت قرآن اهمیت دارد مورد تاکید قرار نگرفته است و هر چند که رعایت برخی از این اصول و ارکان برای امور فوق نیز ممدوح و مطلوب می باشد اما به اندازه قرائت مورد توجه نیستند و بعضا" هم رعایت کامل آنها مقدور نمی باشد .تمام ارکان یاد شده به عنوان اصول و قواعد انکار ناپذیر تحت عنوان ( لفظ ) و به عنوان اولین حرف ( لحن ) قاعده و مبنا و شالوده و اساس قرائت را تشکیل می دهد و اگر انحراف و اعوجاجی درخشت اول وجود داشته باشد , تا ثریا این دیوار کج خواهد رفت , ( زیرا خشت اول گر نهد معمار کج , تا ثریا می رود دیوارکج )  و ذکر این نکته ظریف نیز ضروری است که از نظر قرآن لفظ به معنای حروف و اصوات به صورت تنها و مجرد نیست , بلکه مقوله ها, گفتارها, مفهوم ها, منظورها, ترجمه واقعی ( لفظ ) هستند , کما اینکه درقرآن می فرماید :

( ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید )

2- حزن

حس, حال, حالت, حضور قلب,  حرارت, حلاوت,  حکمت و حرمت و حیات و حول و حجر و حجز  و... مفاهیم و عناوین و مضامینی هستند که وجه و قدر مشترک همه آنها یعنی حرف (ح) به نمایندگی همه آنها به عنوان دومین حرف کلمه ( لحن) قرار دارد.

 بدیهی است که هریک از اعضاء پیکره لحنی شامل ( لفظ) و جمیع موارد مرتبط با آن  و همینطور جمیع مسائل مربوط به نغمات و آهنگها (نغم ) که بعد پایانی لحن محسوب می شوند , بدون کارکرد, بدون عملکرد و بدون حضور و دخالت و وساطت مضامین مذکور فوق تنها به شکل ظاهری و فرم منتهی شده و فقط ( صورت لحنی ) را بوجود می آورند و قاری و شنونده را به اهداف لحنی البته به صورت کامل نخواهند رساند, کما اینکه کلمه ( لحن ) بدون حرف (ح) به کلمه (لن) تبدیل خواهد شد یعنی (هرگز) .

 معنای آن, اینست که تلاوت خالی از مضامین یاد شده هرگز مقصد و منظور و هدف غایی نبوده و نخواهد بود و به عبارت دیگر , همانند جسدی بی روح و جان است که شکل تلاوت قرآن را دارد و ظاهر آن همه مشخصات تلاوت را دارد , اما باطن ندارد , روح ندارد, سیرت ندارد , محتوا ندارد, مانند مرده ای که جسم است و همه اعضاء بدن انسان کامل را باستثناء روح دارد , اما چه سود ! که باید هرچه سریعتر آنرا دفن نمود و اگر دفن نشود زیانبار خواهد بود و دلیل آن :

لا خیرفی قرائة لا تدبر فیها

 رب تال للقرآن والقرآن یلعنه

 افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها

 سیاتی زمان علی امتی ..... می باشد , بخصوص در صورتیکه قرائت قرآن قاری حزن و حکمت حجر( تعقل) و حجز (عقلی که انسان را از کار زشت بازدارد ) نداشته باشد و نه تنها موجب افزایش آگاهی ها و بهبود کیفیت قرائت نگردیده , بلکه به حسن اعمال و رفتار آن قاری هم منجر نشده و  روزبروز بدکارتر گردیده و آن به آن به نقصان  و خسران او افزوده گردد .

3- نغم (نون لحن) 

بدیهی است , علاوه بر آنکه حروف و آواها و صداها و کلمات و جملات و عبارات قرآنی, از نظر وزن ونغم و نظم و سجع و قافیه و مفهوم و صناعت ادبی  و ... در بهترین و صحیحترین  و زیباترین وضع ممکن قرار دارند و به تنهایی مظهر و منظری اعجاب انگیز از قرآن  و اعجاز آن می باشند و بسیاری از غیر مسلمانان صدر اسلام , با شنیدن آیات روحبخش قرآن مجید , مجذوب این کلام آسمانی واقع شده و اسلام اختیار کرده اند و به عبارت دیگر, آهنگ کلمات  و جملات  و چیدمان آنها  در کنار هم و چگونگی آنها  , مخاطب را مبهوت کرده و اضافه شدن آهنگ صدا  بر آهنگ آوا, زیبایی بی نظیر آنرا دو چندان نموده  و به مصداق ( نور علی نور  ) تابش آیات برقلب زنگ زده انسانها و روان و آیینه دل  مشتاقان و شیدایان  را باعث می گردد و روح را صفا و دل را جلا  می بخشد  .

 این  آهنگها بر حسب تشابه و تقارب و تجانس و تماثل آنها, بنابر معروف ( با اختلاف نظر ) در هفت دسته و گروه و در هفت جایگاه که به آن مقام می گویند (  در زبان فارسی به آن دستگاه می گویند  ) جای گرفته اند که عبارت است از :

صبا , نهاوند , عجم ,بیات , سگاه , حجاز  و راست , ( اعراب به آنها صبا, نهوند, عجم, بیاتی, سیگاه یا سیجاه, حجاز, رست یا رزت می گویند )   

  اما مقامهای دیگری همچون چهارگاه و ماهور و...  هم دست کمی از بعضی مقامهای مذکور ندارند و در تلاوت قرآن به ایفای نقش و آرایش تلاوت مساعدت می کنند .

هریک از مقامهایی که گفته شد, تعدادی از نغمه ها  و آهنگها را در زیر مجموعه خود جای داده اند که به  آنها (ردیف) هم گفته می شود به  طور مثال در مقام بیات , آهنگهایی نظیر دوگاه , نوا , حسینی , بیات, عجم , محیر و شوری و ابراهیمی ...وجود دارند که هر کدام از آنها یا در نشیب اجرا می گردند و یا در فراز و به طور کلی اجرای آنها در 5 حرکت انجام می شود  که چهار حرکت , یکی بعد از دیگری به صورت مرتب و متوالی و تصاعدی , ماوراء حرکت قبلی و مافوق آنها  خوانده می شوند و حرکت پنجم هم  یا برای شروع تلاوت است  و یا دربین صداهای بلند  و کشیده و تیز و زیر برای عبور و مرور و نقل و انتقال مورد استفاده واقع می شوند و یا اینکه برای فرود و فلول مورد  استفاده  واقع می شوند و از همه مهمتر اینکه, در قسمت نغم به 5 عامل پرده صدا , کیفیت اجرا,  جمال نغمات, جاذبه تلاوت و تحرک آن توجه می شود که به آنها عوامل خمسه می گوییم .

 اگر باز هم کلی تر ,تلاوتی را  ارزیابی کنیم, باید ببینیم که  دو عنصر( حسن- حزن), چقدر و به چه میزان در یک تلاوت وجود دارد, و هریک از آنها را مورد ارزیابی قرار داده  و در جدول ارزیابی کیفیت بررسی می کنیم.

هر چه درجه یک تلاوت به درجه ممتاز نزدیک تر باشد، تلاوت اثر گزارتر ، قوی تر و بهتر است.

برگرفته از سایت استاد علی اکبر حنیفی


 
comment نظرات شما ()